سرزمین مظلوم مسعود بهنود

عجبا این سرزمین مظلوم من چه گناه کرده است که روحانی اش حسنی است وخزعلی که از روح نمی دانند و هر چه می گویند جسمانی است، رهبر اوپوزیسیونش انشا می نویسد و دانشجویش به زندان است و روزنامه نگار شجاعش که اکبر گنجی باشد برای هزار روز دوم به سلول و در همان سلول از بسیاری که در عین آزادی اند کارسازتر و خودسازتر. سرزمین مظلوم من وکیلانش به جرم دفاع از موکل به زندانند و از این سوراخ به سوراخ دیگر برده می شوند تا مبادا با بازرسان حقوق بشر روبرو شوند و میرزای پیرشهرش که من باشم به جای هر کار روضه می خواند و نوحه می سراید. به برنامه تلویزیونی اوپوزیسیون لوس انجلسی نگاه می کنی به خود دشنام می دهی. آخر کسی چرا صدای بچه های ما را نمی شنود که از همه این مدعیان رهبری و سری سری بلندترند و گاه مدعیان رهبری در برابر اندیشه شان به کرکسی می مانند. و طاووس های ما به کوتاهی عمر می کنند و زاغ و کرکس زید در درازی

متن کامل
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد